تنگناها و موانع ساختاری و اجرایی متعددی وجود دارد که باعث شده به فرآیند تحقیقات بازار(مطالعه بازار) چندان جدی نگاه نشود.

تنگناهای حاکم برفرآیند تهیه گزارش های تحقیقات بازار در ایران

  • تاریخ انتشار: 7 مرداد 1397
  • تعداد بازدید: 227
img

با توجه به سازمان های بین المللی و مطالعه ی پیشینه ی آنها متوجه اهمیت مطالعات بازار در تهیه طرح توجیهی و امکان سنجی می شویم اما انجام مطالعات بازار در کشور در دهه های اخیر نشان دهنده ی فقدان نگرش صحیح به این مقوله و نبود جایگاه مناسب آن در تدوین طرح توجیهی است

در شیوه های پیشنهادی سازمان های بین المللی، اساس مطالعات امکانسنجی بر چارچوب نظرات اقتصاد صنعتی و مطالعه بازار استوار است؛ تا جایی که پیشنهاد شده سرپرست گروه مطالعاتی طرح( فنی، اقتصادی و مالی) یک کارشناس اقتصاد صنعتی باشد. اما در ایران عدم توجه به جنبه های نظری و دانشگاهی مطالعات بازار در مراکز علمی و پژوهشی و انجام مطالعات بازار در شرکت های در این زمینه توسط افراد غیر متخصص و جمع اوری ساده آمار و اطلاعات( که عمدتا غیر قابل اتکا و استناد هستند)؛ باعث شده نگرش عوام و خواص نسبت به این موضوع افول کند.

باوجود مشکلات ساختاری و نهادی که در صنعت ایران وجود دارد و ویژگی های خاص بنگاه های فعال و بازار های حاکم بر اقتصاد کشور که بر نحوه نگارش گزارش های مطالعه بازار(Market Research) تاثیر می گذارند، تنگناها و موانع ساختاری و اجرایی متعددی نیز وجود دارد که باعث شده به فرآیند تحقیقات بازار(مطالعه بازار) چندان جدی نگاه نشود.
تنگناها و موانع ساختاری
الف) عدم وجود رقابت در ساختار اغلب فعالیت های اقتصادی کشور
با توجه به سازمان های بین المللی و مطالعه ی پیشینه ی آنها متوجه اهمیت مطالعات بازار در تهیه طرح توجیهی و امکان سنجی می شویم اما انجام مطالعات بازار در کشور در دهه های اخیر نشان دهنده ی فقدان نگرش صحیح به این مقوله و نبود جایگاه مناسب آن در تدوین طرح توجیهی است؛ که از مهمترین دلایل آن می توان به ملی شدن بسیاری از صنایع پس از انقلاب و پدیدامدن برخی از انحصارات دولتی، کمبود کالا و شیوع سیستم جیره بندی و... اشاره نمود.

ب) فقدان نگرش صحیح و عدم تبیین مناسب جایگاه حقیقی مطالعات بازار در ارزیابی طرح های صنعتی و انجام آن توسط افراد غیر متخصص در این رشته
در شیوه های پیشنهادی سازمان های بین المللی، اساس مطالعات امکانسنجی بر چارچوب نظرات اقتصاد صنعتی و مطالعه بازار استوار است؛ تا جایی که پیشنهاد شده سرپرست گروه مطالعاتی طرح( فنی، اقتصادی و مالی) یک کارشناس اقتصاد صنعتی باشد. اما در ایران عدم توجه به جنبه های نظری و دانشگاهی مطالعات بازار در مراکز علمی و پژوهشی و انجام مطالعات بازار در شرکت های در این زمینه توسط افراد غیر متخصص و جمع اوری ساده آمار و اطلاعات( که عمدتا غیر قابل اتکا و استناد هستند)؛ باعث شده نگرش عوام و خواص نسبت به این موضوع افول کند.
ج)فقدان شفافیت مناسب در ترسیم استراتژی توسعه اقتصادی غالب در کشور
آنچه در هدایت منابع مالی باید مورد توجه نهاد های مالی توسعه ای کشور قرار گیرد، همسویی آنها با اهداف کلان و بلند مدت برنامه ریزان اقتصادی کشور در قالب راهبرد توسعه ی اقتصادی کشور است. مشخص نبودن یک استراتژی توسعه ی اقتصادی در فعالیت های کلان کشور نیز باعث می شود فرآیند مطالعه ی بازار غیر هدفمند شود که در نهایت اتلاف منابع را رقم خواهد زد. به طور کلی فقدان استراتژی توسعه اقتصادی مناسب در یک کشور در نحوه ی نگارش این گزارش موثر خواهد بود.
د)عدم ترسیم مناسب اولویت های سرمایه گذاری
بررسی تجربه کشور ما نشان ازعدم انجام مطالعات علمی و اصولی مناسب جهت تدوین فهرست اولیه، عدم معرفی زمینه های مناسب سرمایه گذاری با رعایت مفاهیمی مانند ایجاد حلقه های پسین و پیشین صنایع و یا مبتنی بر مزایای رقابتی است. بر خلاف تجربه سایر کشور های توسعه یافته، هیچگونه حلقه ی واسطی میان صنایع کوچک، متوسط و بزرگ وجود نداشته است یعنی کمتر دیده می شود که سازمان کوچک یا متوسط توسعه یافته و تبدیل به سازمان بزرگ شود اکثرا سازمان های بزرگ خودشان بزرگ متولد می شوند. و از طرف دیگر ایجاد یک واحد صنعتی مبتنی بر شناخت اولویت های سرمایه گذاری و انجام مطالعات امکانسنجی نیست و بیشتر ناظر بر پیروی مستقیم از شیوه فعالیت یک یا چند واحد موفق آن صنعت صورت می گیرد و یا آنکه بعضا مصالح سیاسی و اولویت های منطقه ای و بخشی نگری، جایگزین رعایت مصالح ملی در بخش های اقتصادی و صنعتی می شود.
ه) همسو نبودن مطالعات بازار با تحولات جهانی
از دیگر ایرادات مترتب بر مطالعات بازار در کشورمان، عدم تطبیق تحلیل های مطالعات بازار با نگرشهای جهانی به مقوله بازار می باشد. به عبارت دیگر به دنبال ایجاد تحولات بنیادین در دهه های 60 و 70 میلادی، مبتنی بر تفوق یافتن استراتژی های جانشین واردات، الگو های حمایت از صنایع داخلی در جهت تقویت و بلوغ صنعت مورد نظر در کشور های در حال توسعه، مورد توجه قرار گرفت و ماهیت و اساس بررسی مطالعات بازار به الگو های درون نگر و توجه به بازار های داخلی معطوف شد. در ادامه روند تحولات اقتصاد جهانی سازمان تجارت جهانی، چارچوب و تحلیل های مطالعات بازار بر اساس مزیت های رقابتی و توسعه صادرات شکل گرفت.
در چنین شرایطی که در بسیاری از صنایع، سمت و سوی تحولات جهانی بر مزیت های رقابتی و استراتژی های نوین صادرات گرا و تشکیل بازار های مشترک منطقه استوار است؛ اما هنوز هم ماهیت اصلی گزارش های بررسی بازار، برگرفته از نگرش خام بر صنایع داخلی، براساس موازنه کمی عرضه و تقاضا و تامین نیاز اشباع نشده که متاثر از استراتژی جایگزینی واردات است، شکل میگیرد.
و)عدم تفکیک مناسب تحلیل های مالی و اقتصادی
آنچه در اینجا از اهمیت ویژه ای برخوردار است جایگاه تحقیقات بازار در تحلیل های اقتصادی، مالی و فنی است. تحلیل های مالی شامل بررسی و رسیدگی به امور مرتبط با هزینه ها، مخارج و درامد های ناشی از اجرای طرح هاست که بر مبنای هزینه های آشکار تجاری یا بازاری (اعم از ثابت و متغیر) محاسبه می شود. ضمن اینکه تامین و برآورد کل سرمایه گذاری طرح و محاسبه شاخص هایی چون ارزش خالص فعلی(NPV)، نرخ بازدهی داخلی(IRR)، نرخ حداقل جاذب سرمایه(MARR) و غیره صورت می پذیرد در حالیکه تحلیل های اقتصادی، عملیات نسبتا مشابهی در مورد هزینه های پنهان و بر مبنای قیمت های اقتصادی و نه بازاری انجام میدهد.
با در نظر گرفتن این تفاوت ها و تفاوت های دیگر، تحقیقات بازار بخشی از گزارش اقتصادی طرح است که نتایج آن برای تصمیم گیری اجرایی طرح نه تنها لازم بلکه بسیار حیاتی است. ضمن اینکه تحلیل های مالی نیز اگر قیمت های سایه ای و تحلیل هزینه فایده ی اجتماعی را شامل شوند، نمی توانند از تحلیل های اقتصادی در طرح توجیهی طرح متفاوت باشند.
به طور کلی تحلیل های مالی منجر به بدست آوردن نرخ بازده داخلی طرح بدون توجه به مسائل خارج از طرح می شود، لیکن در تحلیل های اقتصادی نرخ بازده داخلی طرح به صورت جزئی از یک برنامه وسیع اقتصادی کشور در نظر گرفته می شود و بازدهی آن در رابطه با کل اجتماع و سایر انتخاب های ممکن هزینه فرصت و پیامد های خارجی محاسبه می شود.
ز) اعمال نگرش یکسان در بررسی و ارزیابی طرح های صنعتی
یکی از جدی ترین ایراداتی که بر مطالعات بازار طرح های تولیدی و صنعتی وارد است، نگرش یکسان و کلی نگری در مطالعه طرح ها می باشد، به طوریکه تمام طرح ها علی رغم ماهیت متفاوت، به سبک و سیاق یکسان مورد بررسی قرار می گیرند. نوع نگرش به طرح های تولیدی و صنعتی منتج از نوع محصول (به لحاظ مصرفی بودن یا واسطه ای بودن، کم دوام، بادوام و غیره)، دانش فنی طرح، ابعاد بازار محصول (جهانی، ملی، منطقه ای)، نحوه تامین مواد اولیه، مقیاس ظرفیت تولید، نوع سرمایه گذاری (سرمایه گذاری مشترک، اخذ لیسانس)، اثرات و پیامد های خارجی طرح، ابعاد و ظرفیت بنگاه (صنایع کوچک، متوسط و بزرگ) و دیگر موارد قابل ذکر متفاوت می باشد.
همچنین توجه به مقیاس تولید و اندازه بنگاه در توجیه اقتصادی طرح اهمیت قابل ملاحظه ای دارد، به نحوی که در برخی از صنایع، ابعاد و ظرفیت اقتصادی تولید باید به گونه ای طراحی شود که بنگاه بتواند از مزایای ناشی از دامنه ی بازده صعودی نسبت مقیاس بهره مند گردد. به عبارت دیگر در برخی از صنایع، دسترسی به مزایای رقابتی، تنها در شرایطی میسر خواهد بود که امکان کاهش هزینه های تمام شده تولید فراهم باشد. امکان دسترسی به مواد اولیه نیز در زمره ی مهمترین مسائلی است که باید در هنگام تدوین گزارشات بازار مورد توجه قرار گیرد.

منبع:
کتاب راهنمای مطالعه بازار و بازاریابی در امکان سنجی طرح های صنعتی
نوشته: علی نیاکان

 

نظرتان را ثبت کنید

بیخیال